قالب شعر: شعر نیمایی
در کوچههای دلتنگ شعرم،
ماه به خواب میرود،
و گریهام،
در آسمان میدود.
پژواک چشمانم،
در تاریکی شب میرقصد،
با سایهها،
رازها را فریاد میزند.
واژههای من،
در صف مرگ دنیا نشستهاند،
خاموش و غمگین،
اما روحم،
بلند و تمام قد،
آرزوها را به زمین میکارد
و پولکهای امید،
چون گلهای وحشی میرویند.


