ناله منم، درد تویی، کاسهی لبریز منم
دولت تابنده شوی، مرغ سحر خیز منم
ابر تویی، قطره تویی، عاشق دریا شدهام
بحر گهر خیز شوی، گوهر شبدیز منم
سرد شدم، خشک شدم، روی تو هم کشت مرا
میوه تویی، برگ تویی، موسم گلریز منم
آتش بیمهریِ تو، قلب مرا می ندرد
گرچه پر از مهر تویی، کشتهی پاییز منم
بحر نگاهت، گل من، قافیهها باختهام
گر تو ردیفم بِشَوی، شعر دلانگیز منم
گرچه در این حادثهام، این همه دلسنگ نشو
ناله مکن، اشک مریز، آه غم انگیز منم
نور تویی، شور تویی، تشنهی دیدار شدم
گرچه پر از مهرم و ماه، هان، یله جالیز منم
مفتعلن، مفتعلن، مفتعلن کشت مرا
قافیه در هم مشکن، شاعر تبریز منم
تارم و می بافم اگر،پرده ی شب را به غزل
چنگ مزن، تار مزن، روح دو چنگیز منم
هست تویی، نیست منم، این همه تفریق چرا؟
آنکه حسابش، شده با جبر گلاویز منم
جام شدی بر قلمم، مست شدم در غزلم
لب نزدی شعر مرا، مرغ غمانگیز منم


