قالب شعر: {قالب شعر:35}
نور چشمان منی ،کعبه ی دل ،خانه ی توست
این جهان غرق نگاه می و میخانه ی توست
می درخشی تو چو الماس و زمین مست شده ست
این درخشیدن تو ،شوکت مستانه ی توست
همه غرغیم به دریای غریبانه ی تو
وقت روئیدن آن لعبت دردانه ی توست
پیله کردی وکنون وقت پریدن شده است
شمع ماییم و پریدن ،هنر شانه ی توست
سایه انداخته دستان خدا روی سرت
نوبت ساختن دولت و کاشانه ی توست


