تن یاس
دلم از داس که نه ، با تنِ یک یاس شکست
دلم از صورتکی خوشگل و حساس شکست
و چه از آنکه برایم همه عالم شده بود
لحظه ی خاص ولی در همه مقیاس شکست
دل من محکم و مردانه و رویین تن بود
فکر… کن با چه بلایی دلِ الماس شکست
اسمِ منحوسِ خیانت چه بد از راه..رسید
به دلم لخته شد و آخر از آماس شکست
بعدِ آن عکس رُخَ ش در کنفِ سرخ شراب
بود…در دستِ من از لرزشِ احساس شکست
راستی مطلع شعرم به غلط آمده بود
دلم از «یاس» که نه ، با تنِ یک داس شکست
#مهدی_شهسواری
#تن_یاس


