یابوهای بی مقدار
عصیانِ شعرم را نمی فهمی
زیرا شدی افسونِ تابو ها
گفتم اصالت در نژادِ اسب
رفتی شدی پیگیرِ یابوها
با چون تویی حرفی نمی مانَد
درگیرِ پول و شهوت و نانی
یک زندگیِ خارق العاده
سگ دو زدن های خیابانی
از دردِ من چیزی نمی فهمی
دردم شده بیهودگی ، پَستی
مفهومِ غم ها را تهِ لیوان
می یابم از بحرانِ بد مستی
در مستی و بطلان این شب ها
می لولم و دنبالِ بی عاری
هی دردها را می کشم با حرص
آخر فنا در زیر سیگاری
من داد و بیدادم کجایی تو؟
دنبالِ یابو های بی مقدار؟؟
از فقر مردم هم نمی گویم
یا زخم های کودکانِ کار
فریاد هایم با لبی بسته ست
در محتوای زندگی جاری ست
گیرم بدانی یا بفهمی هم
اینجا فقط مفهومِ بیزاری ست
#مهدی_شهسواری
#یابوهای_بی_مقدار


