لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 19 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر
« فـ‌لـ‌سـ‌فـ‌ه‌بـ‌ازی / فـ‌لـ‌سـ‌فـ‌ه‌ی بـ‌ازی »
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی :

قالب تخصصی اشعار :

 « فـ‌لـ‌سـ‌فـ‌ه‌بـ‌ازی / فـ‌لـ‌سـ‌فـ‌ه‌ی بـ‌ازی »




« فلسفه‌بازی / فلسفه ی بازی »

 

// در کودکی‌ها فکر می‌کردم‌
فکری که می‌افزود بر دردم‌
چون پاسخش را کس‌ نمی‌دانست
خود حکمتش را درک می‌کردم/
/افسونِ دنیا، هرچه با زشتی
مکر و فریبایی کند، زیباست
چون تحت امر قدرتی مطلق
«بی‌نارنوری» بی‌حد و بی‌ناست/
/امّـا دلیل این‌که می‌بینی 
انقدر قدرتمند و تمثالی است!
چـون او مطیع امر یک خـالق
در نقش خود «ایفاگری» عالی است/
/«وارونه‌گی» در باطنش پنهان …
چون ظاهرش، بی‌رحم و یاغی نیست
آسوده‌‌خاطر باش چون در آن
 « هیچ اتفاقی… اتفاقی نیست!»/
/در کودکی «بازی»* چه معنا داشت؟؟
 آیا «هدف» در خلقت ما داشت؟؟
این«فی المثل»، یک«قطره‌پرسش» بود
امّا«جوابی» قدرِ«دریا» داشت!/
/ او « با‌تکبر، کبریا، جبار»
  هر قطره.. اقیانوس‌.. رازی داشت
این «مصلحت»، شکل «غرائز» بود
 پس«حکمت»او، «حکمِ»بازی داشت/
/ وقـتی‌ بزرگ‌تر‌ شدم‌ دیدم
حکمی که‌ نامش‌ «بازی زوو » بود
تمـریـن دوران نفـس‌گـیرِ..
 امروزهـای پـرهیاهو بود/
/ « الّاکلنگ » آن حکم زیبا بود
 معنای انسان بودنِ ما بود
با تن.. زمین می‌خوردی، از دل‌.. شاد
بودی.. که محبوبِ تو بالا بود/
/در سرسره.. سرخورده‌ بر رازی!
آسان به‌بازی، سخت می‌سازی
گاهی صعود از پا، سقوط‌ از سر!
غافل شوی .. در اوج .. می‌بازی/
/«چرخ و فلک» یک راز عالی داشت
با نوع دید ما تعـٰالی داشت
از دوورها یک دُورِ‌در‌جا.. دُورِ او امّا..
یک چرخ وضعی-انتقالی داشت/
/ گر دست من خالی‌.. ولی یک دل
دل حکم خال یار جانی بود
وقتی ورق برگشت فهمیدم
او با رقیبم در تبـانی بود/
/ یک جذبه‌ای در «تاب‌بازی» بود
دستم به زنجیری و.. راضی بود
آن‌چه نـمادی از اسـارت بود
امنیتی در حین بازی بود.. /
/ در شکلِ انس‌آن کودکان بودند
گویا  که «ازمـابهتـران» بودند
هرروز ما کابوسشان، در زندگانی‌شان
تعبیـر  رویاهایمـان  بـودند! /
/ رفتی و از چشـمم شدی پنهان
زین «حکـم آخر» مانده‌ام حیران
«قائم» شدی «با شک» چو بستم چشم
از دست و چشم خویش شستم جان //
حمید اسم‌خانی/ تک‌درخت

آثار دیگر شاعر :

اشعار شاعران