نُت گمنام
تنیده از ازل عشقت میان تار و پود من
به آتش می کشی هرشب همه بودونبود منبیا ای نازنین من تویی دارائی این دل
که از سرمایه ی هستی نباشد جز توسود منتو دریای دلم بودی ز موجت بی خبر گشتی
سرم بر صخره ات دائم ببین رنگ کبود مننمیپرسی که حالم را ،نمیجویی وصالم را
ببین سیل ِ سرشکم را ببین این اشک ِرود منگریزانی تو از نسرین چرا ای عشق محبوبم
نُت گمنام من بازا تویی سازو سرود من
#نسرین_حسینی18/11/97
48


