✊طنینِ انتقام#
در سینه آذرخشی، از عشقِ خاکِ وطن،
نبردِ حق و باطل، در رگِ هر مومن.
زِ سَروِ شهادت، قامتی افراشته،
«رهبر» به خونِ «شهیدان» راه را ساخته.
«فرماندهانِ شهید»، با گامهای استوار،
شکستند لشکرِ کفر، در دلِ کارزار.
«ناوِ دنا» سرافراز، در خلیجِ همیشه پارس،
چو کوه ایستاده، پاسدارِ این آب و خاک و نَفَس.
«دخترانِ میناب»، با نجابت و وقار،
حماسهها ساختند، در اوجِ افتخار.
از دلاوریهاشان، قصهها گویم،
که مرد و زن در این خاک، همنوا با هم، روییم.
به پشتوانه «رهبر»، در خیابانها حاضر،
مردم، شبانهروزی، در راهِ حق، سرفراز.
بیهراس از دشمن، چون کوهی استوار،
روشن از نورِ ایمان، در این انقلاب، بیدار.
آه، «اسرائیل کودککش»، لکهدارِ ننگ،
که در پروندهات، جز خون و ظلم نیست رنگ.
«آمریکا» و «ترامپ»، دروغ میبافند،
با عهدِ شکسته، خویش را مییابند.
اربابانِ دروغین، در «جزیرههایِ» پلشت،
نقشهها دارند باطل، در پیِ فتح و گشت.
ولی بدانند این را، که عزمِ ما، راسخ است،
پوزهیِ اربابان، به خاک، آمیخته است.
به گوشِ دل شنیدیم، صدایِ «رهبر»ِ ما،
که فرمود: «نه به مذاکره»، با این همه بلا.
با سازش و تسلیم، راه به جایی نبریم،
جز ذلت و خواری، از این راه، ما نخریم.
از جان گذشتگیها، از نیروهایِ جانفدا،
نظامیانِ پاینده، در عشقِ این آب و خاک، فدا.
«دریایی»، «زمینی»، «هوا فضا»، پر از شور و نوا،
ایستادهاند با قدرت، تا آخرین نفس، رها.
**موشکهایِ «هایپر سونیک»، چون برق، در آسمان،**
**میشکافند سپرها را، با قدرتی بیکران.**
**دشمن گوید: «بردِ ما، چهار هزار کیلومتر است»،**
**غافل از آنکه، عزمِ ما، برتر از هر باور است.**
«خیبر شکن» زِ غضب، بر دهانِ کاذب.
«خوشهای» از آتش، بر سرِ دشمن دون،
میبارد انتقام، از این خاکِ پر خون.
**«شهدایِ جاویدالاثر»، گمنام و بینشان،**
**در اوجِ فداکاری، رفتند سویِ جنان.**
**و «مجتبی»، طفلِ سه روزه، در آغوشِ مادر،**
**لالهیِ پرپر گشته، در این راهِ پر شرر.**
از خونِ پاکِ شهیدان، قسم، سویِ «انتقام»،
رویم با عزمی راسخ، بی هیچ شک و گمان.
این راهِ ماست، این رسمِ ماست، تا ابد،
«انتقام»، «انتقام»، «انتقام»، بر لب، تا به ابد.
یعقوب پایمرد (زلقی)


