لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 30 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر
منظومه طنز لیلی و مجنون (لِیلون)
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران فارس

قالب تخصصی اشعار : غزل

 منظومه طنز لیلی و مجنون (لِیلون)


«منظومهٔ لِیلون!»

 

مجنون فسانه بوده در واقعیت اما..

پیگیر اخذِ وام است آن هم به لطفِ دارا

 

شوگر دَدیِ سارا، دارا اگر چه بوده..

در شرکت فخیمش بوده رئیسِ سارا!

 

سارا که همکلاسِ خوبِ زمانِ تحصیل..

از اول دبستان بوده شفیقِ لیلا..

 

لیلا که شد لي لي جان،لِیلیِ قصه وا رفت

از لحظه ای که از دست داده هویّتش را

 

باعث شده که مجنون از عشق شد گریزان

دنبالِ وام بوده تا قارهٔ اروپا

 

با وام رهنِ مسکن یا اشتغال زایی..

یا ازدواجِ آسان در طرح مردِ کوشا..

 

تشویش را بگیرد از خانواده آناً

از بیژن و منیژه دوریِ وصل حتیٰ

 

گفته لي لي برای تزریقِ ژل به اندام

بوتاکس و کشتِ! ابرو وامی کند مهیا

 

با ذوق رفته مجنون نزد جناب بانکی..

وقتی که دید او را فرمود،بَه!بفرما!

 

گفتا سفارشَت را دارا نموده دیروز

ضامن بیاور اینجا وامَت بگیر حالا

 

از تو به سر دویدن از ما به تو رسیدن

ضامن که داری آن هم، یک دانه نه، دو سه تا؟!

 

مجنون که مست و راضی شد با قضیّهٔ وام

گفتا به ذوق آری!مردانِ پیر و برنا..

 

از شاعران نامی فردوسی و نظامی

سعدی و شیخ عطار دارم برای امضا

 

در اعتبار شاعر تردید ناگوار است..

جمله مفاخرانند در شعر و نحو والا!

 

مسئول وام خندید از جمله های مجنون

هر لحظه قاه قاهش می رفت سمت بالا

 

بعد از کمی تأمّل مابین خنده هایش

گفتا، جناب مجنون،! العَفوُ مِن کِبارا

 

این شاعران که گفتی نام آوران دهرند

تغییر کرده اما معیار های دنیا

 

خیام و حافظ امروز تُجّارِ مُسکراتند

باده فروش هستند در سِترِ سنگ خارا!

 

فردوسی و فلانی با هم شریک بودند

در بنز خاوری که چپ کرده در کانادا

 

عطار نیست امروز بابونه در دُکانَش..

رفته به سمت و سوی کشت ماری جووآنا

 

سعدی به حبس خو کرد در زیر هشتی ِبند

افتاده گردن او یک قتل توی دعوا

 

وقتی که از نظامی گفتی کمی دلم سوخت

ردّ صلاحیت شد حتی برای شورا

 

از مولوی نگوئید با هر کسی و هر جا..

پُست سیاسیِ او شد شِیْر در اینستا

 

با رودکی و جامی ترکِ معاشرت کن..

با شاه میل کردند پالوده بی محابا

 

مجنونِ زار و حیران وقتی شنید، گفتا..

طاهر چگونه مردی ست آن پیر دِیْر بابا؟

 

پاکیزه و منظم، نه اهل دود و مُسکر..

درویش هست و عالی از مخلصان مولا

 

فرمود مردِ بانکی در آخرین کلامش

از خیر وام بگذر،مجنون بزن به صحرا

 

هر کس که بوده طاهر سرمایه اش کجا بود؟

پاکیزه خوست اما لُخت است مردِ دانا

 

مجنون بدان به شرطی واریزِ وام داری..

ضامن اگر تو را شد با یک اشاره سارا !

 

با نیّتِ تَفَنُّن آخر کنایه را زد..

پدرامِ نامروّت می گوید از مدارا!

 

پـدرام_اکبری شاعر طنزپرداز

 

 


آثار دیگر شاعر :

معلم

شیراز

اشعار شاعران

کوه