چه می شد نازنین، در فال من بودی
که؟ می خواهد تو را کاش مال من بودی
مرا کردی اسیرت فصل پیری، کاش
جوان بودم تو هم همسال من بودی
شدم شیدای رویت تا تو را دیدم
به این حُسنَت تو در آمال من بودی
نمی دانم به مویت گل که؟ آویخته
که با این غم، تو در اقبال من بودی
چو آن مرغی که دارد میل پروازی
نداشتم غصه گر شهبال من بودی
نخواهم روز یا ماهی دلم می خواست
تو سال ها در کنارم بال من بودی
ندارد (برکه) بی تو سینه بی درد
مگر تو مرهمی بر حال من بودی


