قالب شعر: چهار پاره
” دلیل بودن”
سکوت خلوت خود را دوباره میسازم
دوباره مجلس سوگی به سینه میگیرم
درین سکوت غم افزا به پای درد دلم
تمام خلوت شب را نشسته، میمیرم
چگونه من بنویسم چها کشیده دلم
دلی که یکسره بوده اسیر و غرقه به خون
ولحظه لحظه ی خودرا نشسته در حسرت
دچار حالِ جنون و غمش همیشه فزون
به انتظار نشستم تمام عمرم را
به انتظار کسی که نبود در برِ من
دلم که عاشق او شد نبرد همراهش
نشست پیش رقیبان عزیزِ دلبرِ من
نصیب سیب لبانش نبود طعم لبم
اگرچه آدم خوبی برای او بودم
قسم به آن قسم آری که شد فراموشش
همیشه عاشق مست و ترانه گو بودم
تو را نوشتمت آری، تو ای تمام دلم
توئی که یکسره بودی جدا و دور از من
بهانه های دروغت بدون اصل و دلیل
و دل بریدی و کردی فقط عبور از من
هوای گرمیِ مهرت نبود بر سر من
تو ای بهانه ی بودن درین زمانه ی سرد
به پای عشق تو ماندم همیشه، در هر حال
به رغم چهره ی زرد و دلی لبالب درد
بیا که بی تو جهانم پر از نبودن هاست
تمام سهم من از تو همیشه حسرت و کاش
اگرچه خاطرِ زارم ندیده جز تلخی
بیا و بودن من را خودت دلیلش باش
#نسرین_حسینی
28/12/1401


