قالب شعر: شعر نیمایی
مادرم،
زیر بالشت کودکی هایم
خنده هایم
جا ماند
در سایههای خوابهای نازک،
لبخند من
آرام و بیصدا
خواب است هنوز.
آرزوهای کودکانهام
همچنان آرزوست؛
بغضهایم
در دل دردهایم
پر میزند.
کوچه در انتظار شب
به سپیدهی صبح میرسد
شاید
خورشید
از سمت پنجره اتاقم
طلوع کند.


