چیمن قرهداغی
خانم “چیمن قرهداغی” (به کُردی: چیمەن قەرەداغی) شاعر کُرد زبان در اقلیم کردستان است.
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
(۱)
جنگ از هم میپاشاندشان
ما جمعشان میکنیم.
جنگ زخمیشان میکند
ما درمانشان میکنیم.
جنگ همیشگیست و نفسگیر
جنگ بدهکار پستانک کودکان و خانههاست
من هم در پی یافتن، گمشدههایت
زمین و زمان را جستجو میکنم
تا مبدلت کنم، به همان آدم پیش از جنگ…
(۲)
با خانمی آشنا شدم
که با خنده میگفت:
— همسرم مأموریت رفته و تا هفتهای دیگر بر نمیگردد!
پرسیدم: ملوان است؟!
گفت: نه! خلبان!
ناخودآگاه سرم را میان دستانم گرفتم و
روی زمین خم شدم
او قاه قاه به من میخندید و
من ۱۶ سه ۱۹۸۸* در مغزم ویراژ میرفت.
——–
* سالگرد عملیات اَنفال، عملیاتی که در جریان آن نیروهای رژیم بعث عراق که به طور مستقیم از صدام حسین تکریتی فرمان میگرفتند، و بیش از ۱۸۰٬۰۰۰ نفر (بە نقل از بعضی منابع بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ نفر) کُرد کردستان عراق را قتلعام کردند.
(۳)
غنچه و محمود
هیچگاه عضو کتابخانهای نبودند
و هرگز از فلسفه و سیاست هم سر در نیاوردند
نه کتاب میخواندند
نه به رادیو گوش میدادند
و نه از عطری استفاده میکردند
اما آنها چون آب چشمهساران
صاف و پاک و روان بودند
نگاههای پر مهرشان را با هم معاوضه میکردند
و ترانهی عشق را سر میدادند.
———
* خوله: مخفف محمود
(۴)
وقتی به اشتباه نامت را صدا میزنند
گویی به خورشید سنگ میپراکنند و
سر آسمان را میشکنند!
انگار روزنههای تاریخ را کور میکنند و
اتومبیل را تبدیل به الاغ
و تونلها را به غار
و مینیژوب را به عبا
و شهر را به ده…
(۵)
چیزی برای گفتن باقی نمانده است
عزیز من هیچی نمانده، هیچ!
از امروز
باید دیواری بسازیم
همچون مردم چین
به بلندای انفال…
نگارش و ترجمهی اشعار:
#زانا_کوردستانی


