زانا خلیل
آقای “زانا خلیل” (به کُردی: زانا خهلیل) شاعر کُرد زبان، اهل اربیل اقلیم کردستان است.
┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄
(۱)
شک و تردید، آتش است!
به عشق نزدیک شود،
به آتشش خواهد کشید.
(۲)
نمیدانم خر، عاشق میشود یا نه!
ولی خوب میدانم،
عاشق، خر میشود.
(۳)
در نگشتن به دنبال گشتن میگردم
در گشتن میخواهم نگشتن را بیابم
در گم شدن میخواهم پیدا کردن را بیابم
در پیدا کردن نیز به دنبال گم شدن هستم
در تمام این گشتن و گم شدن و نگشتن و پیدا کردنها،
فقط به دنبال تو میگردم
آیا میتوانی، تو هم بیایی و در من
دنبال خودت بگردی؟!
(۴)
همیشە در وجود هر خندەای،
گریەای لال، پوزخند میزند
همیشە در وجود هر گریەای،
قهقهای ساکت، پوزخند میزند
همیشە در وجود هر سیاهی،
درخششی میدرخشد و لبخند میزند
همیشە در وجود هر خوشبینی،
یک بدبینی پوزخند میزند
همیشە در اعماق وجودت، زندگیی هست،
که مرگ را بە سخرە میگیرد
لیکن همیشە در اعماق وجودت،
مرگی جا خوش کرده است،
مرگی راستین،
کە بە ریش زندگی میخندد.
(۵)
دلهایتان را مملو از راستی کنید،
تا به وقت سخن گفتن،
نور و عسل،
از دهانتان ترشح کند.
(۶)
آزادی به تنهایی همه چیز نمیشود
اما،
بدون آزادی هم
هیچ چیزی نیست.
(۷)
تنها چیزی
که بهشت و دوزخ را
در خود جمع کرده باشد
عشق است.
(۸)
اگر شریعت میگفت:
بعد از مرگ، در بهشت،
تنها همسر خودت را ملاقات خواهی کرد
مطمئنم
هیچ مردی راضی نمیشد
که پای در بهشت بگذارد.
(۹)
آدمی، مادهای کهن است
تنها
عشق میتواند
او را تازه کند.
(۱۰)
مرد وقتی که
عاشق زنی میشود
از شکارچی بودن
به شکار مبدل میشود.
(۱۱)
پشت هر مرد بزرگی،
زنی وجود دارد
که به او میگوید:
تو هیچی نیستی!
(۱۲)
هرکسی که دیدی
زیاد حرف میزند،
مطمئن باش که هیچ نمیگوید.
(۱۳)
در وجود همهی ما
محبسی هست
برای خاطرات پنهانمان.
(۱۴)
زیباترین و
بزرگترین زندان جهان،
بچههایت هستند.
(۱۵)
اگر تاریکی تو را احاطه کرد
بدان که تو
لبریزی از نور…
نگارش و ترجمهی اشعار:
#زانا_کوردستانی


