زانا خلیل
آقای “زانا خلیل” (به کُردی: زانا خهلیل) شاعر کُرد زبان، اهل اربیل اقلیم کردستان است.
┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄
(۴۶)
در این جهان
اگر دروغ و چاپلوسی نبود،
تمام آدمها
در سکوت غرق میشدند.
(۴۷)
از جهان،
هیچ چیزی را نمیپسندم،
حتا خودم را!
زیرا الان ایمان یافتهام
آن دم که خدا مرا خلق نمود
هیچ چیزی در دلش نبود،
حتا خوبی و خوشی!
(۴۸)
تنها راه خوشبختی،
خوشبختیست!
(۴۹)
جنگ،
رویدادی ناگوار است
که تنها
در فیلمها دیدنیست.
(۵۰)
عشق نمیمیرد،
ولی عاشق،
خورد و خاکشیر میشود
و آنگاه میمیرد.
(۵۱)
به دو تن هیچ اهمیت مده:
یک، آنکس که در پیشگاهت تو را میستاید و
دو، آنکه پشت سرت،
تو را کوچک میشمارد.
(۵۲)
از قاتل خطرناکتر
آن شخصیست،
که وقت تو را تلف میکند.
(۵۳)
در زندگیات
حتا با روحت هم
به سوی حقیقت گام برداری،
باز به آن دست نخواهی یافت.
زیرا حقیقت
در عدم است، نه در وجود.
(۵۴)
تمام تلاش آدمی
از آن روست، که به خوشبختی برسد.
غافل از آنکه،
زندگانی،
دریایی بیساحل بدبختیست!
نکبتی، که رستگاری به آن نیست.
(۵۵)
اگر میخواهی،
در آرامش بمیری،
عاشقانه زندگی کن.
(۵۶)
طلوع خورشید
هیچ فایدهای ندارد
اگر ما را از خواب برنخیزاند!
(۵۷)
هیچکس خوشبختی را به تو نمیبخشد
خوشبختی از درونت فریاد میزند!
بخند،
تا پیدایش کنی…
(۵۸)
باز میگردم به خویشتنم،
چنان خواهم مُرد
متفاوت از مرگ دیگر مُردههای شهر
لیک در آن مرگ
چنان خواهم زیست
متفاوتتر از زندگانی مُردەهای شهر…
(۵۹)
در دو روز گذشته،
پشت پنجرهای باز
با صدای هر پر زدن قمریهای اندوه،
با بغبغوی کبوتران هراس،
و میومیوی گربههای هوس،
بیش از هشتاد و یک هزار مرتبه
به این جملهی لعنتی گوش دادم:
“شمارهی مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد!”
نگارش و ترجمهی اشعار:
#زانا_کوردستانی


