لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 18 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران فارس

قالب تخصصی اشعار : دیگر قالب ها

قالب شعر: سه گانی


شب شبیه زنی است ترسیده

در خودش مثل بید لرزیده

یک نفر مرد واقعاً حس کرد

صخره ای زیر مشت امواج است

او به آغوش گرم محتاج است

 

شب شبیه زنی است بدکاره

از تمام جهات آوراه

یک نفر مرد واقعاً حس کرد

که اگر مشکلی است حل بکند

باید این خسته را بغل بکند

 

***

 

همه ی شهر چون تماشاگر

با صدایی مشابه عرعر

یک نفر زیر لب چنین می‌گفت

این جماعت چقدر پفیوزند

از دهان جای حرف می گوزند

 

همه ی شهر فیلم بردارند

واقعاً مُسری اند و بیمارند

یک نفر زیر لب چنین می‌گفت

قلب او مثل من تَرَک دارد

با من اندوه مشترک دارد

 

***

 

توی دستش دو شاخه ی گل داشت

قصد افتادن از سر پُل داشت

یک نفر مضطرب تر از همه گفت

درد او لنگ قرص و دارو نیست

او شبیه من است ، این او نیست

 

گفت هرگز نشد خوشی بکند

نعره میزد که خودکشی بکند

یک نفر مضطرب تر از همه گفت

مرگ پایان درد این زن نیست

هیچکس واقعاً خودِ من نیست

 

***

 

قبل از اینکه رها شود در باد

با خودش گفت هر چه بادا باد

همه دیدند یک نفر جان داد

وارث رنج و درد اجدادی

روی آسفالت داغ آزادی

 

همه ی شهر مست جز آن زن

فارغ از هر چه هست جز آن زن

همه دیدند یک نفر جان داد

یک نفر که امید واهی داشت

در دلش کوله بار آهی داشت

 

***

 

توی تصویر شعر ، پل مانده

چشمهای همیشه زُل مانده

هیچکس هیچ چیز یادش نیست

که یکی بود و نیستش اکنون

روی آسفالت های غرقِ به خون

 

شهر مثل همیشه بود ؟ نبود

ذات مردم به ریشه بود ؟ نبود

هیچکس هیچ چیز یادش نیست

وحشی خفته رام شد ؟ هرگز

بعدِ زن شب تمام شد ؟ هرگز

 

 

 

کورش آریایی منش


آثار دیگر شاعر :

حسرت

تلاش

وطن