قالب شعر: چهار پاره
تقدیم به همه ی آنهایی که برای حفظ ذره ذره ی خاک این وطن ، از همه چیزشون گذشتن
مانند باغی که درختاشو
وقف خدایان تبر کردن
از من اضافی هامو برداشتن
من رو حسابی مختصر کردن
دنیای من چشماش بود ، اما …
بد جور دنیا با دلم تا کرد
تا اومدم مینامو عاشق شم
جنگ اومدو مینامو خنثی کرد
آتیش بیار معرکه بودم
جنگ اومدو از ریشه سوزوندم
وقتی یزیدا دُورَمون کردن
از کربلای ۴ جا موندم
ژن های خوب و لاکچری هاشون
توو پِنت هاوسا حال میکردن
اونجا ولی غواص هامون رو
دَس بسته _ زنده _ چال میکردن
من تیر میخوردم ولی اینجا
پیکای آبِجو به هم میخورد
با گاز خردل های بی مورد
حالم از این دنیا بهم میخورد
من جنگ میکردم و یه عده
دارن حسابی قُمپُزش میدن
من توی میدونای مین رفتم
حاجی گرینوف ها پُزش میدن
خون ریختم واسه وطن ، اما…
دریامونو به روسیه دادن
من درس آزادی رو میخوندم
به دشمنامون بورسیه دادن
من مَرد بودم ، کامل و بی نقص
هر تکه از من روی مینا رفت
وقتی منو بی دست و بی پا دید
با بنز آقازاده مینا رفت
من ، مثل باغی که زمستونا
توو تنگنای سردیِ برفه
بیس ساله آتش بس شده ، اما …
تا خرخرَم کُلّی هنوز حرفه
اون سال ، یادم هست فرمانده
از بیست سال بعد واقف بود
میگفت : ما تحمیل این جنگیم
با جنگ تحمیلی مخالف بود
کورش آریایی منش


