در فراق حضرت یار، صاحب عصر والزمان(عج)
#یا_صاحب_الزمان_ادرکنی
لحظه ها تب زده، ماتم زده و جانکاهند
ملتهب از تن سوزان هزاران آهند
در فرار از دل غمخانه تشویش و جنون
سست و با این همه تردید چرا همراهند؟
چشم هایم شب باران زده ای طوفانی ست
پلک را بر همه جا بسته تو را می خواهند
تو به دانشکده عشق علی استادی
بی قراران شما در صف دانشگاهند
من خریدار نه، بیمار توأم یوسف دل
چه نظرها به هوای تو ببین بر چاهند
جمعه ها اهل زمین بغض عجیبی دارند
چشم ها منتظر دیدن روی ماهند
تو که سرچشمه ی نوری، شرری، شب شکنی
رخ نما، محو تمنای تو خلق اللهند
تو نباشی همه عالم، فلک و جن و بَشَر
غرق تاریکی محضند و بسی گمراهند
به قلم ✍️ نویده نامجوفر


