دل به امید وفایت، نفسی شاد نشد:
آخر این قصه بجز حسرت فریاد نشد…
عمر دادم به تو و عشق، ولی قسمت من
جز غم ماندن و دل کندن بی داد نشد
گفتم از درد دلم، شهر پر از گوش ولی
هیچکس محرم این گریهی بنیاد نشد
دل سپردم به دعا، معجزهای هم نرسید
سهم این سینه جز آهی که به فریاد نشد
عشق را خواستم آرام بمیرم در او؛
آنکه یک خاطره هم لایق آباد نشد…


