حجاب غیاب
««حجاب غیاب»»
من ز خود رفتم که خود را باز یابم بعد از این
خواب را با وهم دنیا درنتابم بعد از این
ریشهی هر درد را با اشک خواهم شست و رفت
با سکوت خود، جهان را بیجوابم بعد از این
گرد یک فانوس خاموش ایستاده در شبم
تا ببینم عشق را در ماهتابم بعد از این
تا ابد دلخوش به تاریکی بمانم بهتر است
میشود آیا که آیی در حجابم بعد از این ؟
تا نفس دارم میانِ خواب و بیداری هنوز
میشوم غرق خیالت در سرابم بعد از این
گرچه یاری نیست در این کنج تنهایی مرا
میدهم یاری اگر یاری نیابم بعد از این
گرچه گاهی خواب میبینم که میآیی ولی
هر چه باشد خواب را تعبیر نابم بعد از این
مینشینم گوشهای و با خودم میگویم این
میشود روزی ببینم خواب خوابم بعد از این!
هر چه میگویم ولی از عشق حرفی میزنم
با همین آیینهها در پیچ و تابم بعد از این
این همه آیینه را هر گونه میخواهی ببین
میدهد پاسخ به این حرف غیابم بعد از این…..
🖊سهام_نقیب


