عشق بی قدر و بها میشد اگر زینب نبود
«السَّلامُ عَلیكِ یا أُمُّ المَصائِبِ یا زَینَب»
(اگر زینب نبود)
«کربلا» درخود رها میشد اگر زینب نبود
«ظهر عاشورا» فنا میشد اگر زینب نبود
پرچم «اسلام» میافتاد بر روی زمین
پرچم ظالم بپا میشد اگر زینب نبود؟
محو میشد ماجرای «عاشقان کربلا»
عشق بیقدر و بها میشد اگر زینب نبود
قصه ی جانسوز «سالار شهید نینوا»
عاری از شور و نوا میشد اگر زینب نبود
بانگ «هَل مِن ناصِری» که نصرت اسلام بود
اندک اندک بیصدا میشد اگر زینب نبود
از سرِ بیجسم «شاه دین» بهروی نیزهها
بیخبر، خلق خدا میشد اگر زینب نبود
صحنه ی ایثار «هفتاد و دو یار باوفا»
بیگمان بی اعتنا میشد اگر زینب نبود
جسم صدچاک «علیاکبر» عزیز مصطفی
از زمین کی جابجا میشد اگر زینب نبود
تیر و حلق «اصغر» و بیداد دستِِ «حرمله»
در فراموشی، رها میشد اگر زینب نبود
پیکر و دستان «سقای رشید کربلا»
بیشتر از هم جدا میشد اگر زینب نبود
ظلم شمر و ابن سعدِ نحس و عمّال یزید
محو از روی و ریا میشد اگر زینب نبود
در بیان ماجرای «حق و باطل» تا ابد…
حق مطلب، کی ادا میشد اگر زینب نبود
کشتی اسلام میشد غرق از بعد حسین
تا ابد بی ناخدا میشد اگر زینب نبود
ظالم ملعون، «یزیدِ» دون میان مسلمین
لایق حمد و ثنا میشد اگر زینب نبود
گوش عالم بیخبر میماند از «بیداد» او
قصه از این ماجرا میشد اگر زینب نبود
(ساقیا) از «ماجرای کربلا» بر شیعیان
کرد زینب «دختر شیر خدا» حق را بیان
سید محمدرضا شمس (ساقی)
1391


