کافر نیستم
(کافر نیستم)
چون اسیر نفس دون از لطف داور نیستم
تشنهی پُست و مقام و میز و منبر نیستم
گرچه دارم خامهای زرّین به کف از لطف حق
در پی نام و نشان و لوح و دفتر نیستم
چون نسَب دارم ز مولایم امیرالمؤمنین
تا نفس دارم مرید شخص دیگر نیستم
پایداری کردهام عمری به راهش با خلوص
گرچه حتیٰ خاکِ زیرِ پای حیدر نیستم
نیست فرقی در نگاهم بین مخلوق خدا
اهل تبعیض و تزاحم چون ستمگر نیستم
مذهبم عشقاست و باشد قبلهگاهم راستی
دشمن و بدخواه مخلوقات داور نیستم
خم نگردد قامتم چون تاک، نزد این و آن
مثل سَروم راستقامت؛ گر صنوبر نیستم
دستگیری کردم از همنوع خود در زندگی
گرچه دستم هست خالی و توانگر نیستم
مام میهن گر نمیبالد به من در زندگی
آنقدَر دانم که ننگ باب و مادر نیستم
پادشاهان جهان را با گدا دانم یکی
شاهِ مُلکِ عزتم هرچند قیصر نیستم
دوست دارم دوستی را با همه خلق جهان
گرچه میگویند با ایشان برادر نیستم
سنگِ تکفیرم مزن با دستِ تزویر و ریا
من مسلمانزادهام، ای دوست! کافر نیستم
میکشم پَر عاقبت سوی خدا از این دیار
با سبکبالی، اگرچه من کبوتر نیستم
تا که هستم مَست جام (ساقی) کوثر علی
در پی جام می و دنبال ساغر نیستم .
سید محمدرضا شمس (ساقی)
1404/01/19


