ایران ما
در خاطراتم می نویسم پاینده باد ایران ما
روز و شب می نویسم زنده باد شیران ما
خاک پاک کشورم سرمه چشمان ما
آسمان صاف کشورم آئینه وجدان ما
این بشر با دست خالی دل به میدان می زنند
سایه دشمن ببینند با تیر چشمان می زنند
در هجوم دشمنان جان بر کف دست می دوند
رنج دوران می برند اما شتابان می روند
دشمنت فکر کثیف تجزیه برگور برد
چون که ایرانی تابوت آن با شور برد
پای خاک آریایی که وسط آمد بدان
نسل کوروش آید به میدان از کودکان تا موبدان
گر مرید مرتضی آید به میدان عمل
جملگی خواهند بدانند زپایان جمل
خواهرم فرزند خود در راه تو هدیه کند
عشق مادر را ببین، بر مزار پسرش تکیه کند
خاک ایران تا ابد خاک پاک مانی است
فکر شوم دشمنش بی شک بدان که فانی است
ما اگر با هم بمانیم خارچشم دشمنیم
در ره خاک وطن چون چشم و گوش همپیکریم
کشورم ایران من،دست حق همراه تو
مادرم ایران من، جان من در راه تو



