الهه
“الهه”
دستانم را رو به آسمان گرفتم
آنجا
که کعبهی عشق
این الههی شور و سرمستی
مرا در آغوش کشید
تا آرام و بیصدا
سر بر شانهی سکوت بگذارم
چشم بر تنهایی ببندم
و تبِ جوانیام را
در کویرهای خشک این جهان
به جان بخرم
عاشق
که باشی
با کهکشان همصدا میشوی
تا بارانِ رحمتش
بر دلِ بیقرارت ببارد
تا من
این عاشق سرگشته
از گرمای نگاهت
جان بگیرم
و چشم بدوزم
به الههی زیبایی
در این روزگارِ غمزده..
ارغوان
صدایم را میشنوی؟
در این زمانهی بیپناهی
اکنون
تکیهگاهی دارم
که مرا
از بلندای آسمان
از میان ابرهای فشرده و تاریک
به سمت روشنایی میبرد
ای الههی عشق..
دعایم کن
مرا دریاب
ای جانانِ من
ای کعبهی شور و مستی
تو تنها تکیه گاهم بمان
#پرنیا_یغمور(#سرمه)
#سپید


