شب بی پناه
مرا دریاب
من
از عبورِ این همه شبِ بیپناه خستهام
دلم پناهی میخواهد
که نامش تو باشی
آمدهام
تا در آرامشِ صدایت
دوباره
خودم را جمعوجور کنم
تا دستهای تو
به آشفتگیِ دلم
سر و سامان بدهد
قلبِ تو
امنترین جای دنیاست برای من؛
جایی
که ترسهایم آرام میشوند
و نگرانی
از شانههایم پایین میریزد
من
تپشِ ثانیهها را
با حضورِ تو میشمارم
و گرمای بیمرزِ آغوشت
برای دلِ سردِ من
تمامِ جهان را
قابلِ تحمل میکند
حالا که ذهنم
پر از تردید
و دلنگرانیست
همین که تو را دارم
کافیست
تا آرام بگیرم
محبوبم
نیمهی جانم
دوستت دارم
تا آنسوی آسمانها
تا دورتر از این دنیای فانی
نگاهم کن
من تمامِ دلم را
به تو سپردهام
معشوقِ من
مهرِ تو
عزیزترین داراییِ قلبِ من است
#پرنیا_یغمور (#سرمه)


