عبور از شب های بی پناه
“عبور از شبهای بیپناه”
از عبورِ این همه شبِ بیپناه
آمدهام
دنبالِ پناهی میگردم
که نامش تویی
آمدهام
تا در آرامشِ دستانِ صدایت
دامن بگسترم
و تو سر و سامانی بدهی
به آشفتگیِ دلم
نمیدانم چرا
قلبت
امنترین جای جهان است
آنجا
که ترسهایم
زیرِ قابی
از آرامش
به خواب میروند
و نگرانی
آرام از شانههایم پایین میریزد
من
تپشِ ثانیهها را
با حضورِ پررنگِ تو
لمس میکنم
و گرمای بیمرزِ آغوشت
گواه میشود
که دلِ سردم
پناه گرفته است..
ذهنم
آکنده از تشویش
تردید
و چندگانگی ست
اما تنها کافی ست
که تو ...
لب تر کنی
و من
چون شمع آب شوم
چون تو
نیمهی پنهانِ منی…
#پرنیا_یغمور (#سرمه)


