آقا برایت تا سحرگاه گریه کردم …!
آقا برایت تا سحرگاه گریه کردم
تاصبح صادق گاه بیگاه گریه کردم
فرزند ِ بوتراب ِ من در خون تپیده
در اربعین فریاد ِ در چاه گریه کردم
ازفرش تاعرش تا کهکشان درآه ،ناله!
هفت آسمان دراندوه ماه گریه کردم
با پای ِ پینه بسته در اُوج ِ گرما !
از بهر ِ ربع ِ سِکِّه ی شاه گریه کردم
آخِر تا کی به فکر ِ حُب ِّ دنیا
بهر ِحسینم در قتلگاه گریه کردم
عرفان در این دنیای وا نفساست !
بر زینبم( س )درقربانگاه گریه کردم
آقا برایت تا سحرگاه گریه کردم
تا صبح صادق گاه بیگاه گریه کردم
مهدی عرفانیان


