دلگیرم از این همه سیاهی و درد
کاش می شد همچون پرنده ای سبک بال
رخت سفر بندم از این دیار اشنای غریب
غرق شدم در این ظلمتکده تنهایی
پر ز خالی شده ام هیچ پوچ
لانه کردست این بوف سیاه
در پی و ریشه یِ منزلگه ما
باید رفت ، اما به کجا
بوف شوم بختی من در همه جاست
در همه جاست ..