آنگاه که ناقوس های مرگ به صدا در آیند
سکوتی عجیب شهر را فرا گیرد
خفاش های خسته از ضجِّه های شبانه
در آغوش سیاهی شب پناه گیرند
من و تنهایی و غم
به سوی ابدیت اوج میگیریم
شاید که پس از مرگ
در آن هیچِ اَبَد
من ، سایه ای بی صورت و تاریک شوم
یا که نوری بی رنگ
یا که خاموش
در آن هیچ و عدم .


