قالب شعر: ترکیب بند
گنج
روحُ الامین محتاجِ لطفِ بیکرانت
خِلقت بُوَد منظومهای در کهکشانت
عالم به قربانِ نگاهِ مهربانت
قلبم دوباره پر زده در آسمانت
ای روحِ رحمانیِّ آیاتِ الهی
ای حضرتِ مشکلگشا گاهی نگاهی
قلبِ حسینیها همیشه مبتلایت
حاجت گرفته عالمی هم از دعایت
قربان لطفِ تا ابد بیانتهایت
باشد سلیمان خادم و حاتم گدایت
آرامِ جان عمّه و زهرایِ بابا
آئینه دارِ حضرتِ امِّ ابیها
از دستهایت عالمی حاجت گرفته
هرکس که مانده پایِ تو،عزت گرفته
دنیا فقط با مهرِ تو برکت گرفته
نوکر به یُمنِ نامِ تو قیمت گرفته
شمعِ شبِ ظلمانیِ پروانههایی
دردانهیِ جمعِ همه دردانههایی
بانو شنیدم نیمهشب در بینِ صحرا
ماندی جدا از قافله تنهایِ تنها
شد اشکهایِ چشمِ تو مانندِ دریا
زجر آمد و خیلی بلا دیدی تو، امّا
با اینکه زخمی بود از سر تا به پایَت
چیزی نگفتی با کسی از دردهایت
دنیا سه ساله مثل تو هرگز ندیده
مانندِ زهرا مادرت، “قامت خمیده”
از دوریِ تو کربلا حسرت کشیده
هر اربعین یادِ تو هستم ای شهیده
تو ماندهای با رنج در کنجِ خرابه
بوده همیشه گنج در کنجِ خرابه
#علی_گلچین_پور
شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۴


