پناهم باش
پناهم باش
در دلِ این طوفان بی نشان
بگذار
تا از سرِ خاکِ ویرانههای خود برخیزم
شاید ..
بتوانم بنا کنم
بر ستونِ غرور
و قامتِ ایستادگی
این زندگی پوچ و تو خالی را
با شر شر باران
بیقرار میشوم
و نگاهت
مثل چراغی در مه
مرا به سوی تو میخواند
ای
که آغوشت
امنترین نقطهی جهان ست
در حاشیهی این دنیای بی رحم …
اکنون
که هنوز
میان آسمانی تیره ایستاده ای
آمدهام
تا سایهبانم شوی
میخوام تکیه گاهم
گرمای حضور تو باشد
به تو
که آغازِ روشنیِ منی
و نیمهی ناپیدای جانم
#پرنیا_یغمور(#سرمه)
#سپید


