لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 17 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر
دلم یک شاتِ قهوه از بِرنَد تُرک با یک بستهٔ سیگار مهر از دَکّهٔ پاییز می خواهد
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران فارس

قالب تخصصی اشعار : غزل

 دلم یک شاتِ قهوه از بِرنَد تُرک با یک بستهٔ سیگار مهر از دَکّهٔ پاییز می خواهد


دلم یک شاتِ قهوه از بِرنَد تُرک با یک بستهٔ سیگار مهر از دَکّهٔ پاییز می خواهد

تپیدن توی کافی شاپ دنج و گفتگو با داف نازی بر سر یک میز می خواهد

 

پس از آن با الا یا ایها السّاقیِ حافظ حال و حولی کرده و با دافِ مربوطه..

لبالب،لب زدن با سرخوشی ها دم به دم او بوسه را مانند من یکریز می خواهد

 

میان ما اگر چه فاصله بوده به حد کمتر از پنجاه سانتی متر و حتیٰ یک وجب کمتر

ولیکن بهره برداری برای بوسه گیری جُستن بسیار و بیش از این مهمتر خیز می خواهد

 

دلم را می بَرَد میدان آزادی، سرِ تهران و عشق آباد و آبادان ، لبِ کارون..

ولی رد می شود از حال آبان ماه در شیراز چون بازیِ برفی در دلِ تبریز می خواهد

 

دلم بدجور می لرزد بپرسم یا نپرسم چون کفایت می کند این کافه گردی های پیوسته..

به غیر از قهوه و دمنوش آیا او مرا در هر شرایط یا به این شکل و شمایل نیز می خواهد؟!

 

در آن لحظه درِ کافه به سرعت باز شد دیدم عیالم را که چون یک ببرِ زخمی آمده آنجا به غریدن

من او را دیدم و خود را غلافیدم شنیدم آن میان از کافه چی، بانو فقط یک چیز می خواهد!

 

نگاهم در نگاهش مانده بوده و فحش های آبداری سهم من یا داف بود و باز می دیدم که..

فقط از کافه دارِ در هراس افتاده با فریادها تیغی بُرنده با بِرندِ تیز می خواهد

 

سر و ریشم مرتب، گردنم از موی هم باریکتر بوده ولی آن لحظهٔ آخر برای من…

مُسجّل بوده بانو باورم را می بُرَد چون زیور سقف اتاقم آلتی آویز می خواهد!

#پدرام_اکبری

#طنز

آثار دیگر شاعر :

معلم

شیراز

اشعار شاعران