قالب شعر: شعر نیمایی
قوانین علم را برهم زده ای
نبودنت تهی است اما قلب توان وزنش را ندارد.
قدم هایت آرام است اما نور توان همراهی اش را ندارد
فاصله مان فرسنگ هاست اما مکان و جانی برای بودنت ندارد
انتظار برای توست اما منتظر برای تو وقت ندارد
یارانت بسیارند اما 313 نفر هم انگیزه یاری ندارد.
غیبت یعنی نبود جسم اما تو با جسم حی ای و دیدن ندارد


