آمانج جبار
آمانج جبار
آقای “آمانج جبار” (به کردی: ئامانج جەبار) شاعر معاصر کرد، زادهی ۲۸ مه ۱۹۹۳ میلادی، در اقلیم کردستان است.
(۱)
باید تنهاییام را ببوسم
و پروانهها را بیاموزم
که آزادانه در اتاقم پر بزنند
هرگاه که تمایل دارند
آنگونه که اتاقم وطن آنها هم بشود.
(۲)
من که اکنون مبتلا به پوسیدگی درون و
تکه تکه شدن آرزوهایم شدهام
چگونه داستان زندگی سیاهم را
بیاندازم درون
آن تابلویی
که زندگی درونش لبخند میزند.
(۳)
سخت است که بفهمیم
سرنوشت از کدامین راه ما را گذر خواهد داد
به کدامین گوشه و زاویه، از زوایای زمین
ما را ساکن خواهد کرد.
از این روست که باید
به آن راهها هجوم بیاوریم
که لبریزند از رویاهای سپید.
(۴)
روزی از راه خواهد رسید
که پی خواهی برد
زندگی چه جهنمیست!
آنگاه در صدد فرار از چنگالش خواهی بود
وقتی میفهمی که سهمی برای آرزوهایت اختصاص نداده است
از این روست
که باید به طغیانمان بر علیه زندگی افتخار کنیم.
(۵)
مردهای را دیدم
که با دستان ظریفش
آزادی را نگه داشته بود و
اشک از چشمانش سرریز میکرد.
(۶)
پنجرهای، رویای نسیم را
برای پروانهای تعریف میکرد
که بر سر شانههایم آرام نشسته بود.
(۷)
نمیدانم فرشتهها پاکترند
یا آن دخترکان
که آیینهی خدایند بر روی زمین.
نگارش و ترجمهی اشعار:
#زانا_کوردستانی


