ماکان؛ ببین ، مینابِ دلخون پریشانم
آتش به جانم ، حسرتی لبريز بارانم
فریاد یک ایرانم و با دیده خونبار
می سوزم از بی رحمیِ صهیون واستکبار
رفتی و داغت در جهان، غوغا به پا کرده
هر واژه بُغضی در گلوها دست وپا کرده
با عکسهایت حرفها دارد دل من
می سوزد وصد ماجرا دارد دل من
در چشم های تو نجابت سوره می خواند
دنیا تو را ای قهرمان اسطوره می خواند
کیفو کتاب ودفترت درزیر آوارند
شبگریه های مادرت بیتاب دیدارند
ماکانِ من، فرزند مفقود شهیدم
جانانه نورِ دیده، بنیادم ، امیدم
از خود بیاور یادگاری مادرت را
دستی، سری یا هرکجای پیکرت را
جسمت کجا جانانه مفقودالاثر شد؟
مثل پدر، میناب هم خونین جگر شد
ایران وایرانی دلش کانون غم شد
از رفتنت کوه وطن، ازغصه خم شد…
#مریم_کرمی_صبا
#ماکان_نصیری
#جاویدالاثر


