«زن جوان غزلی با ردیف آمد بود»
میان طایفه اش بس که او، سرآمدبود
به شوق چیدن گلواژه ای زجنس دعا..
کنشت بود ؟ نه مسجد ؟ و یا که معبد بود ؟
ربود قلب مرا آن دو چشم سودایی
پی اش دوان شد و قلبم چو آه خواهد بود
چه شاعرانه نشستم به پای عشق رخش
همانکه صورت ماهش بسی زبانزد بود
چو ابر از بر من رفت و آسمان دلم
گریست ، آه کجا رفت و بر چه مقصد بود ؟
فریبا بابایی
کنشت (با خوانش ک و ن با کسره) محل عبادت یهودیان


