تو سالار شهیدانی تورا دردانه می دانم
تو سالار شهیدانی،تورا دردانه می دانم
دراین دنیای بی مهری،پناه شانه می دانم
غزل ها را بشوق و آرزوی تو سراییدم
خودم را پیش پایت،شاعری مستانه می دانم
تو آن شاهی که هم پای ملائک آشیان داری
شدم محبوس این عالم،حرم را خانه می دانم
تو آن شمع شب افروزی که صدهاجان فدا داری
میان دشت خونین ات،من پروانه می دانم
گل خوشبوی زهرایی،حرم را سوی دل کج کن
دل ویرانه ام،با روضه شدگلخانه،می دانم
تمام هستی ام بی تو نشان از نیستی دارد
حسین جانم،نباشی خویش را بیگانه می دانم
تودریایی که امواج ات به ساحل عشق می ورزد
چو احیا شد دل ماهی،توراجانانه می دانم
فریبا بابایی
محرم -۱۴۰۵


