دست خط
عشق در فرصت خوبی به سراغم آمد
من جوان بودم و خام یار سراغم آمد
آن چه را کتاب ها به من نگفته بودند
طفلکی دل به من گفت و سراغم آمد
از کدام فاصله ها حرف زدیم یادت هست
آخرش آه و گریه به سراغم آمد
دست خطم که به خوبی بخت من نبود
من نوشتم و همان شانس سراغم آمد
خسته ام حرف دگر یاد نداد استادم
من بی حوصله را دید سراغم آمد


