جگر
ای کریم اهل نظر مولا حسن
صاحب چشم و نظر مولا حسن
من دخیلت هستم و تنها شدم
ای دعای منتظر مولا حسن
کوچه خلوت بود مادر بود و تو
شاهد سیلی به مادر در گذر مولا حسن
از جفا آن همسر ملعون تو
زهر و شیر و کوزه و زنگ خطر مولا حسن
آن چه آمد بر سرت که کم نبود
در لفافه گفته ام آه از جگر مولا حسن


