خط
طرز رفتار تو بگیرم نگیری ست
آبرو گرو گذاشتم این عصای پیری ست
من مطمئن نبودم دوستم داری
امان از این همه سر به زیری
کافی نبود این همه محبت من
که هنوز از مادرت خط میگیری
من اگر تدبیر کنم تو خرابش می کنی
نکند از زندگی خودت سیری
اول و آخرش که تو مال منی
با خودت مثل اینکه درگیری
آسیاب به نوبت به ما هم می رسد
خبرهای خوشی از تو بمیری


