قربون بودنت (مادر جان )
نفس هایم به توبند است اقیانوس ایثاری
همه جان و تنم گردد فدای جود اظهاری
تمام هستی من هم خلاصه می شود در تو
که جنت زیر پایت گشت وجودت در و انواری
نمی خواهم ببینم من که باشد دیده ات گریان
برای این دل خسته تویی آن مرهم جاری
تویی آن ماه جانانم ندارد مهر تو پایان
شجاعت میزند بوسه بر آن دستان غمخواری
من از پرودگار خواهم که باشد سایه ات برجا
تو آن شمع دل افروزی که از ایثار سرشاری
شبیه کودکی هایم بخوانی قصه ای بر من
شوم محو صدای تو از آن آواز خوش داری
رقیه کریمی (برکه)
1405/2/25
تقدیم به مادر قشنگم
سایه اش مستدام


