شنبه شروع کرده ای از برگ دفتری
نو شد درون قالب تو حال دیگری
از ابتدای ثانیه هایت گذشتی و..
یکشنبه ای رسید و همان زود باوری
گفتی دوشنبه می رسد و حال می کنم
حالا سه شنبه هم شده و باز بدتری
حتی چهار شنبه هم از راه آمد و..
درفکرِ پنج شنبه ای و روز آخَری
پنجاه و دومین گذری شد که بارها..
در پیچ های مبهم فردا شناوری
جمعه که باب میل تو اصلا نبوده است


