شمشیر عشق
شعرم بنوش و با غمِ جانم زبان بگیر
با این چکامه قامتِ غم را نشان بگیر
دردی که از خزانِ تنم می رسد بخوان
با شعرِ من ، عزای سکوت از دهان بگیر
نامردمی که بر تن و جان زخمه می زند
از مرد و زن وَ یا همه از این و آن بگیر
در ، این زمانه ای که پسر می کشد پدر
عاشق بمان و آتشِ عشقی به جان بگیر
با عاشقیِ خود همه عالم بگیر و بعد
دروازه های کشور عشق از زمان بگیر
کشور گشای عالمِ امکان اگر شدی…
شمشیر عشقِ خود به تمامِ جهان بگیر
تا عشق و عاشقی به جهان محوری شود
با نورِ عشقِ خود همه را بیکران بگیر
#مهدی_شهسواری
#شمشیر_عشق


