لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 8 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران تهران

قالب تخصصی اشعار : غزل

قالب شعر: ترکیب بند


فیض

 

 

 

شد غبطه‌یِ زمین و زمان جایگاهِ تو

شد سجده‌گاهِ خیلِ ملک ، بارگاهِ تو

 

بیچاره آنکه مهر تو در دل ندارد و-

-خوشبخت آن کسی که شده سر به راهِ تو

 

فقه و اصولِ شیعه گره خورده با تو، پس

فیضیه را به فیض رسانده نگاهِ تو

 

صد ها هزار بهجت و صافی و مرعشی

بودند یک به یک همگی در پناهِ تو

 

دلخواهِ هرکه غیرِ تو بودیم، باختیم

ای کاش می‌شدیم کمی دل‌به‌خواهِ تو

 

در دست لطفِ توست حساب و کتابِ ما

تنها دلیلِ ادعیه‌یِ مستجاب ما

 

“ای آنکه خاک را به نظر کیمیا کنی”

“آیا شود که گوشه نگاهی به ما کنی؟”

 

با گوشه‌یِ نگاهِ کریمانه‌ات، شبی-

– ما را مسافرِ حرمِ کربلا کنی

 

لبریزِ درد، گوشه کناری نشسته‌ایم

کِی می‌شود که دردِ گدا را دوا کنی؟

 

ما را عجیب، بازیِ دنیا زمین زده

پا می‌شویم اگر که برامان دعا کنی

 

بانو ببین که خورده گره کارِ ما، همه

ای کاش، بازهم گره از کار، وا کنی

 

درمانِ دردِ از نفس افتاده‌ها تویی

معصومه‌یِ کریمه‌یِ اخت‌الرضا تویی

 

دریا به آستانِ تو رو می‌زند مدام

زیرا که هست لطفِ وسیعت عَلَی‌الدَّوام

 

تو دخترِ کریمه‌یِ موسی‌بن‌جعفری

هر ثانیه به محضرِ نورانی‌ات سلام

 

باید چگونه از وجناتِ تو گفت؟، که-

-هم دخترِ امامی و هم خواهرِ امام

 

سرسبز شد کویرِ قم از یُمنِ مَقدمَت

هم رحمتِ مدامی و هم نعمتِ تمام

 

تو آمدی و از همه‌یِ کوچه‌هایِ قم

بعد از تو عطرِ فاطمه آید به هر مشام

 

هرچند، دردِ دوری و غربت کشیده‌ای

اما به شهر قم که جسارت ندیده‌ای

 

بودی میانِ غربت و فکرِ برادرت

اما نسوخت، رویِ سرت کهنه معجرت

 

شکرِ خدا که دستِ تو را کافری نبست

شکرِ خدا کسی نزده سنگ بر سرت

 

شکرِ خدا که خیمه‌یِ سوزان ندیده‌ای

طعنه نزد کسی به تو و حالِ مضطرت

 

چشم انتظارِ رویِ رضا بوده‌ای، ولی

دیگر نبود راسِ برادر، برابرت

 

آهی غریب از دلِ گودال می‌رسید

آن لحظه‌ها چه ها که ندیده‌ست مادرت

 

ما گفته‌ایم،آه ولی دیده فاطمه

این اشک را به ما همه، بخشیده فاطمه

 

 

 

 

#علی_گلچین_پور

 

 

۲۶ شهریور ۱۴۰۴

بند اول این ترکیب بند در حرم مطهر حضرت معصومه صلوات‌الله‌علیها نوشته شد.


آثار دیگر شاعر :

رئوف

یعنی

طلا

تمنا

گنج

اشعار شاعران