سرشار توام، غیر تو در من اثری نیست
جز نام تو در حافظهی من، سفری نیست
هر پنجره را رو به صدایت بگشایم
در شهر دلم جز تو کسی رهگذری نیست
یک روز اگر دست تو در دست من افتد
دیگر غم این فاصلهها را خطری نیست
هر خاطرهات شعله شد و سوخت وجودم
در خانهی دل، جز نفس شعلهوری نیس
یک عمر اگر دور شوم از تو، بدان یار
بی یاد تو در سینهی من بال و پری نیست


