در کنارت می نشینم، گر به هر جا بیشتر؛
در حریم امن چشمت، شوق دنیا بیشتر…
هیچکس از عشق، سوغاتی بجز دوری ندید
قسمت ما شد سکوت و بغض فردا بیشتر
لحظهها بی تو گذشتند و ندانستم چرا
در دلم مهر تو مانده، زین بلاها بیشتر
در هجوم این همه دلتنگی بیحد و مرز
میبرم نامت به نجوا، تا که تنها بیشتر
با خودم گفتم فراموشت کنم، اما نشد؛
قسمتم شد زندگی و دل ز غوغا بیشتر…


