شکرانه عشق
شکر معبود میکنم تا نعمتم افزون شود
نعمتش را دیده ام بازم مگو شکرانه چیست
لطف حق دیدم که استحقاق لطفش را نبود
از درِ الطافش آمد پس مگو عیدانه چیست
از شراب معرفت آن عارفانش حظ کنند
من که عاشق گشته ام پس باده ی میخانه چیست
دیده ی دل برگشودند سالکان کبریاء
دیده ی بینا که دارم ، دیده ی رندانه چیست
شعله ی شمعی بسوزاند پر پروانه را
رخ جانان که دیدیم پس رخ جانانه چیست
راه معشوق را ز لطف تو منم پیموده ام
زاهدی را باز پُرسَش کان ره میخانه چیست
گلی در بوستان بوییده ام مجنون شدم
گُلسِتانش را بدیدم پس ره گلخانه چیست
عاقبت هرکه از او خواست به فضلش بدهد
«گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست»


