لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 30 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر
زخمه ی تار
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران اصفهان

قالب تخصصی اشعار : غزل

قالب شعر: غزل


 

مرا گردن نمی‌گیرد دو چشمِ پر فریبِ یار
که بازی داده‌ام آخر، دلِ خود را به این بازار

دلِ من بی‌هوا افتاد در آن سودا، پریشان شد
چو طفلی گم‌شده، تنها، میانِ جرزِ یک دیوار

لبش آتش، نگاهش شعله‌ای بی‌رحم و افسونگر
دلش سنگ است، دور از مهر و خالی از دلِ بیدار

دلم از شوق لبخندش چو گل در باد می‌لرزید
ولی پژمرد، بی‌برگی، چو باغی خسته و بی‌بار

نه می‌پرسد ز احوالم، نه می‌داند چه می‌سوزم
نگاهش می‌زند زخمی، که مرهم نیست بر این زار

منم بیمار چشمانش، طبیبم وعده‌ها دادست
ولی در نسخه‌اش چیزی نبود، جز مرگِ یک بیمار

به یادِ خنده‌اش، هر شب، نفس در سینه می‌سوزد
صدایم بشنود یا نه، چه سودی؟ نیست او غم‌خوار

دلِ من در مسیرش چون چراغی مانده در طوفان
که می‌لرزد، ولی خاموش، در تکرارِ شبِ تکرار

به پایش اشک هم ریزی، نمی‌فهمد چه می‌بارد
گمان دارد فریبی هست، شایَد بوده‌ام مکار

اگر دنیا چنین باشد، مشو دلبسته‌ی تکرار
که او چون نقطه‌ای ثابت، مَنم گردش‌گر پرگار

به پایان می‌برم شعرم، که پایانی شد از یادش
امینم، زخمه‌ام مانده‌ست بر تارِ دلِ غم‌بار


آثار دیگر شاعر :

یم

فاخته

راز