قالب شعر: {قالب شعر:35}
خاکم قدمت که بر فلک رعنایی
جز نشستنم بپای یاری نرود معنایی
هم مقصد و مقصودی هم ناظر و منظور
ترسم نرسد وصالم حاصل نشود تنهایی
یک چشم بهم رفت و یکی وقف قمر گشت
بی روی توام دیده نسازد سحر فردایی
درمانده اگر ماندم در جام نظر خواندم
درمانی و جانم به لبم که چون سخن از مایی
رویای سرابیم و ز یک جرعه شرابی تو
دستی که به مویت برسانم برسد دریایی
دل معنی یاری و وفا خوانده ز چشمانت
گویی که زبان ناز می دانی و از بر داری


