تـیره
زنی شکسته از دروناما قوی از بیرون برایت مینویسدورق ها را آماده میکنمبرای تو ، برای خاطراتتغم دوری و نبودنتاز تو که مینویسم کاغذ بوی تو را می گیردنه تنها کاغذهوای خانه پُر می شود از عطر توقلم را محکم در دستم می فشارمانگار که تو را در آغوش کشیده امبا یاد تو قلم ، آغاز میکنمآمدن تو پایان خوشبختی من بودبا آمدنت خانه ام را ویران کردیتو هرگز نجوای عشق مرا نشنیده ایامشب یاد توچون سیل به جانم افتادهوای خانه را گِل آلود و تیره کردیتیره و تار.زینب واحدی زاده


